ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
35
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
طواويس نزد سلطان آمدند و از او امان خواستند . سلطان وارد سمرقند شد و امير انر را بر آن امارت داد و لشكر به طلب يعقوب فرستاد و از پادشاه كاشغر خواست كه به جد در طلب او برخيزد . لشكريان يعقوب شورش كردند و خزاينش را غارت نمودند . يعقوب به ناچار نزد برادر خود به كاشغر رفت و به دو پناه برد . سلطان به كاشغر كس فرستاد و يعقوب را طلب نمود . برادر او از يك سو از سلطان مىترسيد و از ديگر سو از تسليم برادر كه به دو پناه جسته بود عار داشت عاقبت ترس غلبه يافت ، يعقوب را بگرفت و همراه پسر و ياران خود نزد ملكشاه فرستاد و ايشان را گفت كه چشمان او را در راه ميل كشند . اگر سلطان بدين اندازه قانع نشد او را تسليم كنند . چون به قلعهاى نزديك سلطان رسيدند و قصد ميل كشيدن چشمانش نمودند ، خبر يافتند كه طغرل ينال با لشكرى گران از هشتاد فرسنگ راه آمده و سرزمين كاشغر را در تصرف آورده و پادشاهش را نيز اسير كرده است . چون اين خبر بشنيدند يعقوب را آزاد كردند . سلطان ملكشاه را از طغرل ينال و لشكر بىحسابش بيم به دل افتاد ، پس تاج الملك را واداشت كه از يعقوب شفاعت كند تا از تقصيرش بگذرد . تاج الملك شفاعت كرد . سلطان بر يعقوب ببخشود و او را به كاشغر فرستاد تا در برابر طغرل ينال پايدارى كند و خود به خراسان بازگشت . سلطان ملكشاه در سال 484 براى بار دوم به بغداد رفت . يارانش از هر سو گرد آمدند . از جمله برادرش تاج الدوله تتش و قسيم الدوله آقسنقر صاحب حلب و بوزان [ 1 ] صاحب رها و ديگر عمال اطراف بيامدند . سلطان مراسم شب ميلاد ( جشن سده ) را در بغداد برگزار كرد . جشنى كه در شكوه و عظمت سابقه نداشت . آنگاه وزير خود نظام الملك و ديگر امرا را فرمان داد كه براى خود در بغداد خانههايى بسازند كه چون به بغداد مىآيند در آنها فرود آيند ، سپس به اصفهان باز گرديد . استيلاى تتش بر حمص و غير آن از سواحل شام چون در سال 484 سلطان ملكشاه به بغداد رفت - چنان كه گفتيم - امراى شام نزد او آمدند . چون بازگشتند برادر خود تاج الدوله تتش را فرمان داد كه دولت علويان را از سواحل شام براندازد و بلادشان را بگشايد . همچنين اقسنقر و بوزان را فرمود كه به يارى او روند . چون به دمشق بازگشتند تتش به حمص لشكر كشيد . خلف بن ملاعب فرمانرواى حمص بود كه از او و فرزندش بر مردم زيانهاى بزرگ مىرسيد . تاج الدوله تتش حمص را محاصره كرد و تصرف نمود . سپس به قلعهء عرقه لشكر برد و آنجا را نيز به قهر تصرف كرد . آنگاه به قلعه افاميه
--> [ ( 1 ) ] متن : بوران .